خانه
گاما

درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم

درس 12: پختگی عقلی

بازدید53/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/06/14

در فصل اول کتاب، دربارۀ هویت‌یابی و تأثیر آن در سبک زندگی بحث شد. شما در هر مسیری از هویت که قرار بگیرید، برای آنکه بتوانید نقش هویتی خود را بهتر بازی کنید، باید به بلوغ و پختگی لازم رسیده باشید. کسی که قبل از ورود به اجتماع، بلوغ‌های لازم را در خودش تقویت نکند، نمی تواند رابطۀ رضایت‌بخشی را با دیگران تجربه کند و ناپختگی زمینۀ تحقیر و شکننده شدن روابط فرد را فراهم می‌کند. به‌طور خاص بسیاری از مشکلاتی که یک نوجوان در ارتباط با اعضای خانوادۀ خود دارد، ناشی از همین ناپختگی هاست. رابطه با دیگران در هر قالبی که باشد، نیاز به سطحی از پختگی و بلوغ دارد.

یکی از عرصه‌های مهم اجتماعی، ازدواج و تشکیل خانواده است. در فصل قبل راه‌های مختلفی که به ازدواج منتهی می‌شود و فاصلۀ شما را تا تشکیل خانواده کم می‌کنند، به بحث گذاشته شد. کم کردن این فاصله به این بستگی دارد که شما در دوران پیش از ازدواج بلوغ‌های عقلی، اجتماعی، عاطفی و اقتصادی را در خود تقویت کنید و به «مرد زندگی» تبدیل شوید تا بشود روی ازدواج شما فکر کرد.

همجوشی (صفحه 67 کتاب درسی)

 

خاطرات تلخ و شیرینی از دردسرهای ناشی از نپختگی‌های خود یا اطرافیان را در کلاس بیان کنید.

عقل را نباید معادل هوش، حافظه، مدرک تحصیلی و رتبۀ علمی دانست. عقل، توانایی تشخیص و انتخاب مسیر درست زندگی به جای راه‌های غلط و تشخیص و انتخاب خوب به جای بد است. افرادی را دیده‌اید که هوش و استعداد بالایی داشته و همیشه معدل درسی آنها بالاست اما در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی رفتارهای کودکانه و خودسرانه از خود نشان می‌دهند. در مقابل پدربزرگانی که شاید سواد هم نداشته باشند، ولی برخوردهای پخته و سنجیده در مسائل نشان می‌دهند، نمودی از این پختگی هستند. عقل علم و سواد نیس ت؛ ولی علم می‌تواند به عقل کمک کند.

اگر بتوانید در برخورد با مشکلات زندگی و در مواجهه با دیگران، مسئولیت‌پذیر باشید و بدون اظهار عجز، وظیفۀ خودتان را به خوبی تشخیص دهید و تصمیم و رفتار متناسبی بروز دهید، در واقع شما به پختگی عقلی رسیده‌اید.

پیروی از حق: محور پختگی عقلی

برخی مواقع با اینکه می‌دانیم کاری درست نیست، ولی چون به دنبال میل، لذت و راحتی خودمان هستیم، از راه حق دوری می‌کنیم؛ در حالی که انسان عاقل حق‌گراست و مطابق حق عمل می‌کند و برای انجام آن ترسی به خود راه نمی‌دهد. منظور از حق، سخن و رفتار مطابق با واقعیت، فطرت و شرع است. این سخن امام حسین را به خاطر داشته باشید که «عقل جز با پیروی از حق، کامل نمی‌شود» بنابراین محور پختگی عقلی پیروی از حق است. پس عاقل بودن را با بعضی از زرنگی‌ها، زد و بندها و حیله‌گری‌ها نباید اشتباه گرفت.

گاهی درک خود فرد از درست و نادرست اشتباه است و یا تابع خواسته‌ها و راحت‌طلبی قرار گرفته است؛ اما تبعیت از کسی که به مسیر درست او اطمینان داریم می‌تواند این مشکل را حل کند. البته شناخت و اطمینان به این افراد باید بر اساس دلایل محکم و قابل قبولی باشد.

نظرسنجی (صفحه 68 کتاب درسی)

 

بیشترین شاخص‌هایی که پختگی عقلی یک فرد را نشان می‌دهد کدام گزینه‌هاست؟ می‌توانید به چند مورد رأی دهید و گزینه‌هایی را هم اضافه کنید.
- مسئولیت پذیری
- قدرت تصمیم‌گیری
- حق گرایی
- اهل مشورت بودن
- پندپذیری
- انتقادپذیری
- زرنگی و زد و بند
- سنجیدگی در کلام و رفتار
- ………………………

شاخص‌های پختگی عقلی

پختگی عقلی شاخص‌ها و نشانه‌هایی دارد که با مطالعه و تمرین در موضوعات مختلف زندگی می‌توان آنها را تقویت کرد.

1- تصمیم‌گیری سنجیده

قدرت تصمیم‌گیری یعنی اینکه فرد بتواند در مراحل مختلف زندگی، گزینه‌های مختلف را بررسی و بدون تزلزل و وابستگی، بهترین را نسبت به شرایط خود انتخاب کند. کسی که نظراتش را پس از تفکر و تأمل بیان می‌کند یا قبل از هر کاری ابتدا در مورد تمام جوانب آن کار فکر می‌کند، در نگاه دیگران فردی سنجیده و عاقل است.

تصمیم‌گیری یک مهارت است و بیش از هر چیز به جرئت و سنجیده عمل کردن، نیاز دارد. اگر شما جرئت لازم را برای هر تصمیم‌گیری داشته باشید و در عین حال یاد بگیرید سنجیده تصمیم‌گیری کنید، بخش مهمی از پختگی عقلی را کسب کرده‌اید. تصمیم‌گیری تنها مربوط به لحظات حساس و مهم زندگی نیست. هر فرد در طول روز بارها با شرایطی مواجه می‌شود که لازم است برای آن تصمیم بگیرد و استدلالی برای تصمیمش ارائه کند. فردی که نمی‌تواند بر نیازها و تمایلات خود مدیریت داشته باشد و سعی کرده آنها را از هر راهی تأمین نماید، نمی‌تواند سنجیده عمل کند؛ چرا که در عملکردش نه مراعات حال دیگران را می‌کند و نه سنجش صحیحی نسبت به درستی آن کار دارد. بلکه تنها به خوشایند بودن آن کار برای خود فکر می‌کند و برای رسیدن به خواسته‌هایش، حتی به رفتارهای نامتعارف، پرخطر یا نامشروع دست می‌زند. چنین فردی در پاسخ دلایل تصمیمش از عباراتی مثل «دلم می خواست»، «نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم»، « این طوری بیشتر خوش می‌گذره»، «بی حوصله بودم» و «تحت فشار بودم» استفاده می‌کند که همه نشانۀ ناپختگی و نسنجیدگی رفتار است. طبیعی است این  فرد در جامعه پایگاه قدرتمندی نخواهد داشت و دیگران به نظر او اعتنایی نخواهند کرد.

برای تصمیم‌گیری سنجیده، نکات زیر را در خاطر داشته باشید:

تلاش کنید به این شش سؤال، پاسخ واضحی بدهید تا تصمیم سنجیده‌تری بگیرید:

- چرا می‌خواهم این کار را انجام بدهم؟»
- چه گزینه‌هایی برای انتخاب دارم؟»
- کدام گزینه‌ها هدف اصلی‌ام را کامل‌تر محقق می‌سازد؟»
- کدام یک از گزینه‌های انتخابی با شرایط من دست یافتنی‌تر است؟»
- چه نتایج مثبت دیگری با انتخاب این گزینه پیش خواهد آمد؟»
- انتخاب این گزینه در درازمدت چه پیامدهای منفی‌ای خواهد داشت؟»

در ذهن تو چه می‌گذرد (صفحه 69 کتاب درسی)

 

برای انتخاب رشتۀ دانشگاهی، یا مسیر آیندۀ خود بعد از مدرسه، به سؤالات بالا پاسخ دهید.

- با تمرکز بر روی انتخاب‌های ساده، مثل خریدکردن، پوشیدن یا خوردن، تمرین کنید که تردیدهایتان را کم کرده و سرعت تصمیم‌گیری‌تان را افزایش دهید.

عاقل کسی نیست که تنها بتواند خوب را از بد تشخیص دهد. عاقل کسی است که بین خوب و خوب‌تر، و بین بد و بدتر، مناسب‌ترین را انتخاب کند.

«تکانشی» عمل نکنید. تکانشی بودن یعنی اینکه شما در اثر کوچک‌ترین حادثه‌ای بدون فکر و بر اساس احساس خود عمل کنید، مثلاً با یک درگیری کوچک و در پی یک عصبانیت، تصمیم بگیرید که روابطتان را با فرد دیگری قطع کنید. این یعنی نتوانسته‌اید، بین احساسات و عقلانیت تعادل برقرار کنید. وقتی تحت تأثیر هیجانات شدیدی هستید، تصمیم‌گیری نکنید و آن را به تأخیر بیندازید.

همجوشی (صفحه 70 کتاب درسی)

 

آیا تا به حال تصمیمی گرفته‌اید که در آن تکانشی عمل کرده‌اید؟ نتیجه آن چه بوده است؟ به نظر شما چه راهکارهایی برای جلوگیری از این امر می‌توان پیشنهاد داد؟

- خیلی وقت‌ها تصمیم‌هایی که فکر می‌کنید صحیح است، به خاطر عادت‌ها، اخلاق یا فکرهای غلطی است که دارید. بنابراین اگر افراد مختلفی تصمیمتان را اشتباه می‌دانند، بهتر است روی تصمیمتان پافشاری نکنید. در این مواقع نظر فرد مطمئنی را جویا شوید.

2- مشورت گرفتن

افراد پخته تنها به دانسته‌ها و تجارب خود اکتفا نمی‌کنند. بهترین پشتیبان انسان برای تشخیص درست از غلط در کارها، مشورت با افراد آگاه، با تجربه و قابل اعتماد است؛ در این صورت تجربه و عقل دیگران را به عقل خود افزوده‌اید. گاهی مشورت دیگران، مانع خیلی از دوباره کاری‌ها و مشکلات می‌شود. به این جملۀ امیرالمومنین دقت کنید که «کسی که مشورت نکند، پشیمان می‌شود».

بیخ بی‌مشورت که بنشانی

بر نیارد بجز پشیمانی

سعدی

3- پندپذیری

پند وقتی از اهلش باشد و مناسب گفته شود، فرصت رشد بزرگی در اختیار انسان قرار می‌دهد. به شرط آنکه انسان گوش شنوا داشته باشد. کسانی که در کمین شکار فرصت‌هایی برای رشد خودشان هستند، نمی‌توانند از پند دیگران با دلخوری یا به راحتی بگذرند. این افراد چون دنبال لجاجت و خودرایی نیستند، خیرخواهی دیگران را که برپایه تجربه است می‌پذیرند. در مقابل، افراد خام، نصیحت‌پذیر نیستند و از نصیحت خوششان نمی‌آید. پس حداقل این نصیحت را بپذیرید که «نصیحت پذیر باشید».

4- انتقادپذیری

یکی از بهترین راه‌هایی که رفتارهای اشتباه و خامتان را به شما نشان می‌دهد و باعث پختگی شما می‌شود، توجه به انتقادات دیگران است. انتقاد، راهی برای شناخت ضعف‌ها و فرصتی برای تغییر آنهاست. البته ممکن است همۀ انتقادهای طرف مقابل صحیح نباشد، ولی حداقل نشان می‌دهد که احتمالاً خطایی در رفتار شما بوده است که منشأ این انتقاد شده است؛ باید رفتارتان را تا حد امکان به نحوی اصلاح کنید که باعث برداشت غلط دیگران نشود. موضع گیری در مقابل انتقاد دیگران، انسان را در همان اشتباه و خامی نگه می دارد. نپذیرفتن پند، انتقاد یا مشورت دیگران، از سر لجاجت و سرسختی نشانه ای از حقارت و ضعف فرد است.

فرد انتقادپذیر به جای اینکه نسبت به انتقاد دیگران سرسختی کند، اولین کاری که می‌کند تشکّر از طرف مقابل است؛ چرا که انتقاد را به عنوان هدیه‌ای برای پیشرفت و پختگی خود می‌داند. امام صادق فرمودند: «محبوب ترین دوستان من کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد»

زمانی که از شما انتقاد می‌کنند، صحبت‌های طرف مقابل را به منظور دفاع از خویش قطع نکنید. کسی که احساس می‌کند طرف مقابل به حرف‌هایش گوش نمی‌دهد ممکن است جری‌تر و سخت‌گیرتر شود.

اگر پاسخ منطقی و قانع‌کننده به انتقادات دارید با آرامش آن را بیان کنید.

اگر به هر علتّی شرایط یا ظرفیت پذیرفتن انتقاد را ندارید، به جای توهین به منتقدان خود، این رفتارها را بروز دهید:

- ابتدا به او بگویید متأسّفم که ناراحت شدی. من متوجه هستم که این موضوع شما را ناراحت کرده است. پیشنهاد می‌کنم در فرصت دیگری با هم صحبت کنیم.
- از انتقادگر بخواهید در حل مشکل کمک کند. بپرسید این انتقاد شما چگونه مشکل را حل خواهد کرد؟
- در ارتباطاتتان به اندازه‌ای به طرف مقابل خود میدان دهید که ظرفیت پذیرش انتقاد را دارید. در واقع باید حریم روانی خود را برای طرف مقابل مشخص کنید؛ مثلاً اگر واقعا ظرفیت پذیرش انتقاد را ندارید، ادّعای انتقادپذیری نکنید و خودتان هم از دیگران انتقاد نکنید.

اگر روزی شما منتقد فرد یا موضوعی بودید، سعی کنید در کنار معایب، محاسنش را هم مطرح کنید. انصاف نشانه خردمندی و پختگی است. در روایت آمده است که مؤمن آینۀ مؤمن است. در این تشبیه، نکات زیادی برای انتقادکننده و انتقادشونده وجود دارد. انتقادکننده باید مثل آینه عیب را کنار حُسن به خودِ فرد بدون سر و صدا و بزرگ نمایی ارائه دهد. اما انتقاد شونده چطور؟

آینه چون نقش تو بنمود راست

خود شکن، آینه شکستن خطاست

آینه روزی که بگیری به دست

خود شکن آن روز، مشو خودپرست

نظامی

همجوشی (صفحه 72 کتاب درسی)

 

دبیر از دانش آموزان بخواهد، همه به صورت مکتوب و محرمانه هر انتقادی به او دارند بنویسند.

5- مسئولیت پذیری

کسی که زیر بار مسئولیت نرود، هنوز به پختگی عقلی نرسیده است. البته کسی که مسئولیت هر کاری را نیز می‌پذیرد فرد پخته‌ای نیست. فرد مسئولیت‌پذیر کارهایی را که در توان او باشد و به گونه‌ای نسبت به آن وظیفه دارد به خوبی برعهده می‌گیرد و از عهده آن بر می‌آید.

هر کسی را وظیفه و عملیست

رشت های پود و رشت های تار است

پروین اعتصامی

مسئولیت‌پذیری یک حس است که باید حفظ و تقویت شود. فرد مسئولیت‌پذیر اعتماد به نفس بالایی دارد و همیشه فعال است. او از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی‌کند.

مسئولیت به معنای تعهد است. احساس مسئولیت یک احساس درونی است که انسان را وادار می‌کند کارهایی را که پذیرفته است، به بهترین شکل انجام دهد. شاید شما دلتان بخواهد مسئولیت‌هایی را بپذیرید، در حالی که برخی از کارهای دیگری که به شما سپرده‌اند، زیر بار آن نرفته‌اید یا از عهده آن درست برنیامده‌اید. اگر به مسئولیتی که قبلاً پذیرفته‌اید پایبند نباشید، ممکن است چیزهای زیادی مانند اعتماد دیگران را از دست بدهید. از طرفی انسان ممکن است در ابتدای اجرای هر مسئولیتی دچار اشتباه شود؛ فرد مسئولیت‌پذیر، تبعات رفتار خود را می‌پذیرد. دلایلی مانند «دلم می خواست»، «همینه که هست»، «اینطوری بیشتر خوش می‌گذشت»، «بی‌حوصله بودم»، «تحت فشار بودم»، «نمی‌دانستم این طور می‌شود» نشانه عدم مسئولیت‌پذیری است. اما اگر اشتباهی را بارها تکرار کنید یا اینکه همواره شکست خود را توجیه کرده و دیگران را مقصر بدانید، خیلی زود از کاری که انجام می‌دهید، خسته و کلافه می‌شوید و اعتماد دیگران نیز از شما سلب خواهد شد و نمی‌توانید توقع داشته باشید مسئولیت‌های مهم‌تری را به شما بدهند.

نشانه های پختگی یا بلوغ عقلی: انتقاد پذیری - پندپذیری - مشورت گرفتن - مسئولیت‌پذیری - تصمیم‌گیری سنجیده

اگر نشانه‌های پختگی عقلی که در صفحه قبل بیان شد در شما نیست، تلاش کنید به تدریج آنها را در خود ایجاد کنید و رفتارهایی شبیه رفتار افراد پخته بروز دهید تا کم کم به بلوغ عقلی برسید. این صفات برای ایفای نقش یک مرد مورد احترام و توجه همسر، بسیار ضروری است.

اگر کسی بلوغ عقلی را در خودش تقویت کند، می‌تواند موقعیت مناسب برای هر رفتاری را بهتر تشخیص دهد. در نتیجه کسب بلوغ‌های دیگر برای او آسان‌تر خواهد بود.

درس 12: پختگی عقلی